تبلیغات
پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
پنجمین دوره انتخابات هیئت مدیره انجمن لرستانیهای مقیم تهران در تاریخ 88/11/9 در مجتمع فرهنگی نور واقع در جنت آبادشمالی برگزار و افراد ذیل حائز اکثریت آرا گردیدند :
10 . یداله کاظمی 112
رای
11
مهرداد معینی 110 رای
12 رضا شرفی 109
رای
13 پیمان فر 104 رای
آرا سایر افراد داوطلب به ترتیب
رای :
14 .ولی یعقوبی 103 رای
15 .جواد یگانه 99 رای
16.آقای قائد رحمت 88
رای
17.سید قوام شاهرخی 85 رای
18.مهوش الماسیان 67
رای
19.حجت اله کسرائیان 56 رای
20. خانم دستبال 33 رای
21.آقای گرجی 15 رای
22.عزت اله آستی 12 رای
2.
خانم منصوره جافرپور
هرچند انتخاب بعضی از افراد جای بحث و حرف وحدیث دارد وکمیته دانش آموختگان
ودانشجویان هم مثل دو دوره قبلی در اعتراض به وضع موجود نماینده ای برای انتخابات نداشت ولی افرادی
در هیئت مدیره هستند که به نوعی به زور
وارد انجمن شده ولی به زور هم نمی توان آنها را خارج نمود وبه نوعی جا خوش نموده و تاثیر وعملکرد مثبتی هم در روند انجمن لرستانیها ندارند. ولی در این دوره تا حدودی ترکیب فعلی
انجمن از انحصار افراد خاصی خارج شده ولی هنوز هم جا دارد افراد خاصی که در زمان مسئولیتشان که میتوانستند برای لرستان و قوم لر کاری انجام بدهند و ندادند کنار رفته و به جای آنها افراد جوان و فرهیخته و کار آمد و افرادی که منافع شخصی ویا
گروهی ویا وابستگی خاصی به جایی و کسی ندارند ، انتخاب شوند .هنوز هم
انجمن تا رسیدن به آرمان هایش وافراد شایسته تر کمی فاصله دارد .امید است به مرور
و حرکت رو به جلو وتغییرات در آیین نامه و اساسنامه و عدم وابستگی انجمن به جناح
خاص سیاسی وفارغ از هیاهو و تنش سیاسی به حرکت فرهنگی خود ادامه دهد.ما انتخاب
برخی افراد شایسته در انجمن را به فال نیک میگیریم امیدواریم که حضور این افراد
منشا تحول وخیر برای انجمن ولرستان باشند.ان شااله
روزی با خودم میگفتم اگر من ساختمان چند طبقه ای در الشتر داشتم خیلی خوب بود و خانه دار شدم اما روزی که از دوراهی الشتر سوار بر اتوبوس داشتم به تهران می رفتم دیدم تمام الشتر به اندازه یک ن بیشتر نبود ومنیت من در الشتر حتی به اندازه ی نقطه ی "ن" هم نبود .چند سالی در تهران ۷ تا ۷ کار می کردم درس می خواندم و...وهر از چند گاهی از جلوی برج ایرانیان ولیعصر می گذشتم و ..بالاخره در تهران محلی را خریدم وبه نام من شد و...روزی که از فرودگاه امام هواپیمایم برخواست باز تهران را م ای بیشتر ندیدم که کل خیابان ۲۵ کیلومتری ولیعصر به اندازه ی گردی م اش نبود ودانستم چقدر است ان منیت من .واکنون که در این سمت اب ها هستم میبینم که ۱- ایران راخیلی ها با عراق اشتباه می گیرند ۲- بیشتر مسلمانها تفاوت شیعه وسنی را نمی دانند ۳-زبان فارسی را نمی شناسند ۴- در مسلمان بودنمان شک دارند و...
حالا به این فکر می کنم که ان روز که خود را در گل می انداختیم برای غیر حسین (ع) چقدر حقیربودیم.کسانی که یقه را تا ته می بستند وتسبیح به دست گوش ملت را می بریدند چقدر بدبخت بودند. کسانی که فکر می کنند کدخدای ده اند چقدر نادانند وکسانی که دم از عدالت و توسعه و...می زنند چقدر پرتند واز همه ی اینها پرت تر من بوده ام که دلم به خاطر این چیزها می تپید و می لرزید و....
حالا دارم می فهمم معنی رگ گردن و تعصب و غیرت وقومیت و طایفه و... را
حالا ارام ارام دارم می فهمم تفاوت من تبریزی را با من ۳ کیلوئی را
از آنجا که الشتر وکلا مناطق غرب ایران مردمانی فقیر هستند (به هر دلیل) لذا بر خود دیدیم که در مورد این هدفمند وئتنل ئو کئ ردئن ئه له مطلبی بنویسم .اولا که ظاهرا این نسخه بانک جهانی است واحتمالا مشکوک است.۲-مجریان هم خود تردید دارند اما به ذهن آمد واز بین دهان یهوئی پرید بیرون دئیر نئ مو جه م که نئ ۳-کدام محروم ها انانی که مال ده بالا هستند یا مال ده پایین چون ما اهالی ده پایینی ها که کاری به رنگ ها نداریم بلکه به آن کسی رای می دهیم که ده بالای ها مخالفش باشند و...۴-کدام یارانه ها چند وقت پیش رفته بودم شهر برای خرید قند آق تقی برگشت و گفت ۱۰ درصد گرون کردیم گفتم چرا؟گفت باید بریم پیشواز دیگه!سرم را چند بار بالا و پایین کردم و گفتم اره دیگه۵-چقدر یارانه از انجا که یارانه و رایانه از یک بن گرفته شده اند لذا ۶۰۰۰تومان یا ۱۳۰۰۰ تومان چندان تفاوت ندارن و رایانه که با یارانه از یک بن است یک طوری مو هه رئنئ تی گه بوو بئ ریم.
۶-من نمی دانم جنگ تان را بکنید اما پا روی گرده (نان محلی) ما نگذارید که...فکر کنم انوقت یا جای ماست یا جای دوغ ...
۷-از علی اموز اخلاص عمل ...
۸-پشه کی داند این باغ از کی است در بهاران زاد و مرگش در دی است.
۹-برای یارانه کیسه ندوزید که همین سرمایه داران از خدا با خبر مجالتان نخواهند داد که حتی رنگش را ببینید
۱۰- دیگه هیچی
آغاز سال تحصیلی جدید را به همه ی دوستان وسروزان گرامی تبریک عرض می نمایم وامیدوارم سالی پربار تر از همیشه در پیش داشته باشیم
خووه ش هاتی نئو
خوش ئومایت ئو
علی تنهاست هنوز
راستش مونده ام چی بنویسم ازتحلیل تاریخی شهادت مولایا از مظلومیت حیدر دستم به نوشتن نمی رود. تاریخ بسیار کسان به خود دیده است که خود را نزدیکترین به مولا می دانسته اند اما عملشان معاویه ای بوده است. امروزحتی نخبگان دینی مان دچار یک نو نگاه منفعت طلبانه نسبت به مولا شده اند بطوریکه چیزهائی که دوست دارند را فقط از ایشان ابراز می نمایند وانچه که بر ضرر شان است نام نمی برند.سالهاست بجای اندیشه مولا دو لبه بودن شمشیرش را به ما نشان داده اند، سالهاست بجای محروم زدائیش گداپروری را گذاشته اند آنهم با منت و هدف خاص، سالها علی نمایان نقاب از چهره بر افکنده اند وبجای آنکه شبانه وپوشیده به یاری محرومان بشتابند روزانه و با نمایش های دیدنی این کار انجام می دهند؟!
بگذریم بجای انکه بگویم قطام که بود و ابن مجلم از کجا امد به خود بیاییم ما کی هستیم.
در آن زمان چادر علی بود و چادر( معاویه و عمروعاص و خوارج عایشه و طلحه و زبیر و.)..همه نمازشبشان ترک نمی شد،همه به عدالت اعتقاد داشتند،همه سنگ مردم را به سینه می زدند،همه دم از پیروی از پیامبر می زدند و...اما علاوه بر این ها چیز های دیگری هم بود معاویه به ابوسفیان تکیه کرده بود و پول و تجارت و سایر مسائل مادی آن روز، به گذشته خود می نگریست که از یک عرب پاپتی شده بود جانشین خسرو وقیصر روم ،عمرو عاص هم از یک دلال پارچه پا جا پای بزرگانی چون بزرگمهر و ...گذاشته بود،طلحه و زبیر ازخوردن نان خشک برخواسته بودند هر کدام 10000گوسفند داشتند و به دهقانان بیچاره ایرانی به چشم بردگان می نگریستند عایشه هم کینه ی عربیش واینکه از حضرت رسول بچه دار نشده بود او را برعلیه حضرت زهرا(ع) وفرزندانش کینه ای کرده بود که .....
اما علی چه فقط موهایش جوگندمی شده بود فاطمه را نداشت اما حسنین بودند همان چاههائی را می کند که قبلا کنده بود همان کار های را می کرد که قبلا کرده بود همان غذائی را می خورد که خدیجه قبلا پخته بود و......
خوب معلوم است شمشیر دو لبه اش همان شمشیر بدر وخیبر است، خوب معلوم است دستش همان دست پینه بسته ی قبل است که زبری ان لطافت تن معاویه را می آزارد،مشخص است حقانیتش آتش در کاخ های ساسانی گونه می اندازد،پس چکار باید کرد. در چادرمعاویه یکی می پرسد آیا علی به خاطر خلافت اش (نه امامت اش ) کوتاه می اید؟همه می گویند نه
آیا علی حق را به خاطر دو روز بیشتر ماندن در قدرت پایمال می کند همه می دانند نه
آیا علی حضور در داخل مردم رابه مسندش می فروشد همه می دانند نه
پس چه باید کرد آنکار را که بایست 30 سال پیش در شب هجرت در مکه می کردیم!
کی این کار را بکند یک کافر؟غیر مسلمان (ایرانی رومی وهندی و..)
نه آنها هرگز این کار را نمی کنند.
پس کی ؟آنانکه پیشانیشان از سجده پینه بسته است وبدنبال خدا بودن را از روی بینی شان آغاز کرده اند و سالهاست تازه به پیشانیشان رسیده اند،آنانکه قران را در جلد های مجلل آراسته اند بی آنکه حتی یک بار آن را بخوانند،آنانکه با دیدن جمال زیبا روئی ماها هر روز باید غسل جنابت بدهند و....
وآن گاه شمشیر جهالت دینی بر حقانیت فرود امد وشکافت ان جای از بدن مولا را جابران از آن در هراس بودن، وان محل اندیشه ی امام بود
....کل داستان این بود
همه می دانیم
علی برحق بود وهمه حتی دشمنانش هم این را می دانستند
علی اهل دغل بازی ونمایش نبود اما معاویه بود نمایش قران وبر نیزه کردن اش گواه ماست
علی اهل خلوت بود وهرگز لب به سخنی در وصف کارهای خود حتی بر حقانیت خویش نگشود وخود را بالاتر و عالمتر و... از دیگران ندانست ونکرد وتا مردمان با او بیعت نکردند حکومت را به آب بینی بز می دانست وواقعا نشان داد که این گونه بود .
علی اهل تملق و دین فروشی نبود به گونه ای که در زمان شهادتش تعجب برخی از کشته شدن مولا در مسجد بود وبه هم می گفتند" مگر علی نماز هم می خواند پس چرا ما ایشان را در ردیف اول ندیده ایم و..."
علی اهل تضرع بود وتا آخرین لحظات عمرش خود را مقدس نمی دانست در حالی که بهترین ومقدس ترین انسان پس از رسول بود.
علی تنها بود وبه نظرم هنوز هم تنها ست
علی علی بود چون خدایش یگانه ،مظهری از عدالت خدا ورحمانیت اش
امشب شب ضربت خوردن شخص نیست که شب ضربت خوردن اندیشه ای استوار،مقاوم، مستقل است که دشمنانش حتی از جسدش در هراس بودن بطوریکه که 200 سال طول کشید تا ان دانه ی بهشتی کاشته شده در خاک توسط حسنین سر از خاک بر آورد و امروز چون درختی تنومند سایسار همه است. شب به گوشه ای رفتن وبه حال خودی خویش گریستن شب استغفار ومحاسبه فاصله خود با چادر علی و چادر معاویه است .شب دعا برای هدایت خویش ورهائی از بند خویش است
فرزاد کد خدائی شهریور 88
All Rights Reserved 2005-2006 © ngolor.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768